Amnesty International - Working to protect human rights worldwide

Human Rights Watch







جمعه 7 اسفند 1383

گزارش انجمن دفاع از حقوق زندانيان درباره وضعيت تغذيه زندانيان

تهيه كننده گزارش: مهدي غني


از زماني كه آزاديخواهان مشروطه قيام كردند تا به جاي استبداد قاجار حكومت قانون را برسرزمين ايران حاكم كنند، نزديك صد سال مي‌گذرد. در اين يكصد سال جامعه ما فراز و فرود بسياري را پشت سر گذاشت، مردم گاه تند و گهي كند پيش‌رفتند تا در نهايت به وضعيت امروز رسيديم. اكنون درآستانه بيست وششمين سال انقلاب اسلامي جامعه ما براي تحقق آرمان‌هايي كه بخاطر آنها انقلاب شكل گرفت تلاش مي‌كند.
براي اينكه راهي را كه آمده‌ايم و پيشرفت‌هايي كه داشته‌ايم از ياد نبريم نگاهي به وضعيت زندانيان در آغاز اين دوره يكصد ساله مي‌اندازيم:
درتاريخ بيداري ايرانيان(صفحه 170) مي‌خوانيم: در سال 1321 قمري 14 نفر از مشروطه خواهان در تهران دستگير مي‌شوند. زندانيان را با زنجير سوار بر قاطر به اردبيل منتقل مي‌كنند. در اردبيل آنها دراتاقي نمناك و كثيف زنداني مي‌شوند، در حالي كه همه را به زنجير كشيده‌بودند، زنجيري كه هر حلقه‌اش 3 كيلو بوده‌است. جيره غذاي اين 14 نفر 3 كيلو نان و دوسيرپنيربود. يك آفتابه گلي پرآب براي آشاميدن و يكي براي ادراركردن به آنها داده‌بودند.
كسروي نيز در تاريخ مشروطه صفحات 663 تا 666 از شرايط بد زندان انبارشاهي ( محل فعلي بانك ملي بازارتهران ) مي‌گويد: غذاي زندانيان بسيار ناچيزبود و مردم به عنوان نذر گاهي از سوراخ زندان غذا و خوراكي براي زندانيان مي‌انداختند. به هر زنداني در روز يك گرده نان وخيار مي‌دادند. درحالي كه زندانيان با زنجير و كند بسته شده‌بودند.
فداكاري‌ مرداني كه اين زجرها را تحمل كردند و صدها مورد مانند آن، كار را به جايي رساند كه امروز زنداني هر چند مجرم، طبق قانون صاحب حقوقي شمرده‌مي‌شود و براي همه‌ي نيازهاي حياتي او استانداردهايي تعريف شده‌است.
هدف
هدف از تهيه اين گزارش نه دست گذاشتن بر نقاط ضعف موجود و افشاگري و جار وجنجال‌هايي است كه معمولا” منافع خاصي را بدنبال دارد و نه بحث آكادميك و تحليل‌هاي علمي كه در جاي خود ضرورت دارد، بلكه هدف نهايي يافتن كمبودها و پيدا كردن راهكارهاي عملي و مفيد براي جبران آنهاست. هدف واقعي نجات انسان‌هايي است كه قرباني غفلت‌هاي خود و ناهنجاري‌هاي جامعه هستند، دراين راستا بهبود شرايط زيست آنها در زندان مي‌تواند تسكيني بر آلام آنها و نيز زمينه‌اي براي جلب آنها به دامان اجتماعي باشد كه زنداني خود را جدا از آن و مطرود يا قرباني آن مي‌بيند. بديهي است چنين تصوري و رابطه‌اي با جامعه مي‌تواند خود مشوق فرد به سمت ناهنجاري‌ها و اقدام عليه هنجارهاي اجتماعي باشد.
روش
به يقين آگاهان مي‌دانند دست‌يابي به اطلاعات موثق دراين زمينه كاري است بس دشوار. درجامعه ما كه دسترسي به آمار واطلاعات واقعي در باره پديده‌هاي آشكار و ملموس خود كار دشواري است، درباره پديده‌اي مثل زندان كه در دسترس نيست و آمار واطلاعات مربوط به آن نيز در اختيار همگان نيست اين دشواري دوچندان مي‌شود. از سويي با توجه به نوپايي انجمن امكان بازديد و مشاهده مستقيم از محل نيز ميسر نگرديد، هرچند سعي ما براين بود كه اين نشست‌ها با همكاري مسئولين مربوطه برگزار گردد و از اطلاعات و نظريات آنها نيز استفاده شود، اما ميسرنشد. لذا چاره‌اي جز اين نبود كه به راه‌هاي ديگري براي جستجوي اطلاعات لازم دست‌يازيم. يكي از منابع ما نشريات منتشره از سوي قوه‌قضائيه و كتب مربوط به اين موضوع بود. منبع ديگري كه در دسترس قرار داشت استفاده از اطلاعات ومشاهدات زندانياني بود كه از زندان آزاد شده و يا درمرخصي بسر مي‌بردند. براي اين كار از مصاحبه مستقيم و يا پرسشنامه كتبي استفاده كرديم و سپس اطلاعات جمع‌آوري شده را به شكلي كه مي‌بينيد تنظيم و مدون نموديم. طبيعي است اين اطلاعات كامل نيست و مي‌تواند اصلاح و تكميل گردد.
دراين پژوهش سعي براين بود زندان‌هاي مختلف و متنوعي درنظرگرفته‌شود تا ازآفت داوري يك سويه و تنگ نظرانه مصونيت بيشتري داشته‌باشيم.
موردهاي مورد مطالعه عبارت‌بودنداز: استان تهران ( زندان اوين – زندان ورامين – زندان قزل‌حصار- زندان رجايي‌شهر) – استان زنجان( زندان قزوين) – استان همدان( زندان همدان) – استان كرمانشاه ( زندان‌ كرمانشاه)

مبناي بررسي
امروز زندان آيين‌نامه‌اي دارد كه براي غذا، بهداشت، استراحت، كار، ملاقات و... همه شرايط زيست زنداني حداقل مطلوب را توضيح داده‌است.
آيين‌نامه و مقررات سازمان زندان‌ها در بند 3 ( ماده 97 تا 102) مقررات مربوط به غذاي زندانيان را مشخص كرده‌است. اين مقررات مسئولين را موظف كرده‌است مطابق استانداردي كه اعلام شده براي زندانيان غذا تهيه كنند. ضمن اينكه ضوابطي را براي هر وعده غذاي مطلوب معين كرده‌است. اين ضوابط عبارتند از:
1- غذا بايد حاوي مواد ضروري باشد
در ماده 98 اين آيين‌نامه آمده‌است غذا بايد داراي كالري و ويتامين‌هاي كافي بوده و متناسب با شرايط آب و هوا در هر محل باشد و با چاي و آب آشاميدني سالم در اختيار زندانيان گذارده‌ شود. غذا در سه وعده صبحانه، ناهار و شام به زنداني داده‌مي‌شود.
اين آيين‌نامه براي اينكه غذا داراي حداقل مواد لازم براي بدن انسان باشد در ماده 100 خود با ذكر برخي اقلام غذايي يك برنامه حداقلي را مشخص كرده‌است كه بطور روزانه در اختيار زندانيان گذاشته‌شود. ذكر عبارت ”حداقل برنامه غذايي ” ناظر براين واقعيت است كه برنامه غذايي زندان براي رفتن به سمت مطلوب و استاندارد بايستي بهتر و كاملتر ازاين حداقل باشد، و شرايط پايين‌تر از آنچه ذكرشده قابل قبول نيست. دراين ماده مي‌خوانيم:
” حداقل برنامه غذايي عبارت است از:
نان وپنير وچاي براي صبحانه، نهاريا شام سبزيجات تازه يا خشك، برنج، سيب‌زميني، پياز، حبوبات، انواع‌لبنيات، تخم‌مرغ و ميوه فصل . در هر هفته حداقل سه بار به زندانيان نهاريا شام با گوشت داده‌مي‌شود” .


2-كيفيت غذا
طبق ماده 97 غذاي زنداني بايد به تناسب فصل و با توجه به شرايط و احتياجات اقليمي هرمحل تغييركند، ضمن اينكه درهمين ماده تاكيد شده است مسئولين مربوطه بايستي در مرغوبيت مواد اوليه دقت لازم را مبذول دارند.
3-رعايت بهداشت و نظافت
درهمين ماده 98 آيين‌نامه مي‌خوانيم:
” در تهيه وسائل ضروري براي جلوگيري از فساد مواد اوليه خواربار، در تنظيف ظروف و محوطه آشپزخانه ازطرف مسئولان مربوطه اهتمام كافي و مستمر به عمل آيد” . به همين منظورآيين‌نامه در تبصره يك همين ماده توصيه كرده‌است درصورت امكان زندانيان بايد غذاي خودرا درسالن غذاخوري صرف كنند.
طبق ماده 102 ” نظافت آشپزخانه، سالن غذاخوري، شستشو و خشك كردن ظرف ولوازم آنها بدون تبعيض واستثنا طبق برنامه زندان به عهده كليه زندانيان مي‌باشد”.
4-غذاي مخصوص بيماران
طبق تبصره2 ماده 98 زندانيان بيمار طبق نظرپزشك مي‌توانند از غذاي مخصوص بهداري استفاده كنند.
طبق اين ضوابط برنامه‌اي نيز به عنوان شاخص ازسوي اداره بهداشت ودرمان سازمان زندان‌ها براي غذاي زندان تدوين شده وبه اداره زندانها ابلاغ مي‌گردد تا مديران زندان طبق آن عمل نمايند. در اين برنامه براي سنين مختلف مواد غذايي لازم با ذكر وزن تعيين شده‌است. مثلا” دريكي از اين برنامه‌ها بطور روزانه براي افراد بزرگسال مصرف اين مواد را ضروري دانسته‌است:
گوشت60گرم – برنج100گرم – روغن30گرم – تخم‌مرغ25 تا 30گرم – حبوبات30گرم – نان500گرم – شيريا ماست250گرم – سبزيجات(سبزي برگي يا پياز، سيب‌زميني، كدو، بادمجان، لوبيا و غيره) 250گرم – پنير30گرم – قند و شكر30گرم – ميوه200گرم - ادويه
ضمنا” براي كودكان، زنان، و نيز مريض‌ها غذاي متناسب با نيازهايشان پيش‌بيني كرده‌است. مثلا” مصرف شير و ماست براي اين عده دوبرابر افراد معمولي بزرگسال تعيين‌شده‌است.
نكات مهم
بايد اذعان نمود با توجه به مجموعه مشكلات و كمبودها، آنچه در آيين‌نامه و اين برنامه‌ غذايي پيش‌بيني شده‌است به شرط اجرا قابل قبول است. اما اگر نقصي مشاهده‌مي‌شود مربوط به حوزه‌ اجرا و عمل است. ضمنا” ناگفته نماند كه ارزيابي منصفانه و واقع‌بينانه دراين مورد اقتضا مي‌كند نكاتي چند را در موقع داوري از ياد نبريم:
1- در زندان‌هاي كشور در اين زمينه شرايط يكساني وجود ندارد. درنتيجه با مشاهده يك نمونه و يك زندان نمي‌توان حكم كلي صادركرد كه وضع غذاي زندانيان درايران كاملا” نامطلوب يا مطلوب است. درزندان‌هاي مختلف با شرايط متفاوتي روبرومي‌شويم.
2- نكته دوم اينكه بد بودن غذاي زندان به عوامل مختلفي مربوط مي‌شود و صرفا” نمي‌توان آن را به يك عامل ازجمله مسئول مستقيم آن نسبت داد. مثلا” در برخي موارد مشكل مربوط به مواد اوليه‌اي است كه براي پخت غذا تهيه مي‌شود، گاه مشكل در نحوه پخت غذاست. يا كمبود امكانات و بودجه اجازه شرايط بهتر را نمي‌دهد. حتي نحوه تقسيم غذا نيز مي‌تواند دركيفيت تغذيه زنداني نقش داشته‌باشد. زماني چند عامل دست به دست هم مي‌دهند. بنابراين با مشاهده ضعف و نارسايي بايد در هر مورد به ارزيابي موردي پرداخت تا علت آن كمبود مشخص شود.
3- نبايد فراموش كرد كه در شرايط فعلي در جامعه بيرون زندان نيز سوء تغذيه وجود دارد، اقشار زيادي بخصوص همان‌ قشرهايي كه بيشتر خانواده‌هاي زندانيان را دربرمي‌گيرند، بخاطر مشكلات مالي از سوء تغذيه رنج مي‌برند و از حداقل استاندارد غذايي بهره‌مند نيستند. بنابراين توقع شرايط مطلوب در حد عالي مثل كشورهاي توسعه يافته براي زندانيان در چنين شرايطي، چه بسا دور از واقع‌بيني باشد. بايستي حد انتظار را رعايت كرد.
اما از سوي ديگر وقتي با كمي مديريت بهتر و اعمال شيوه‌هاي كارآمدتر بتوان وضعيت غذاي زندان را بهتر كرد، اين عذر كه درجامعه مشكل تغذيه وجود دارد نمي‌تواند دليل عدم رسيدگي به وضعيت زندانيان باشد.
4- نكته قابل تامل ديگر اينكه در شرايط فعلي به‌دليل وجود اقشاري كه از حداقل امكانات زندگي برخوردار نيستند، شاهديم گروهي افراد درزمستان‌ها جرم كوچكي انجام مي‌دهند تا فصل زمستان را در زندان سپري كنند. چون در سرماي زمستان سرپناه و مآوايي ندارند. بنابراين اگر وضعيت زيستي زندان بهتر از بيرون باشد، اين سئوال مطرح مي‌شود كه دراين صورت آيا خاصيت بازدارندگي و تنبيهي زندان چه خواهدشد؟
يكي از زندانيان قبل از انقلاب خاطره‌اي نقل مي‌كند كه اين واقعيت را نشان‌ مي‌دهد و ذكرآن خالي از لطف نيست:
سال 53 در زندان كميته سلول انفرادي بودم، مردي را كه تازه بازداشت شده‌بود نزد من آوردند، پرسيدم چكاره‌است؟ گفت: ” دزدم، در شمال شهر قالپاق يك ماشين را زدم، ريختند مرا گرفتند”. گويا غفلتا” قالپاق ماشين يكي از مقامات را زده بود، محافظين به خيال اينكه قصد خرابكاري دارد و با چريك‌ها مرتبط است، او را به ساواك آورده‌بودند. ظهرشد، غذا پلو قرمه‌سبزي آوردند. به او تعارف كردم با هم غذا بخوريم، اول تعارف مي‌كرد و وقتي گفتم براي شما هم هست. با تعجب پرسيد يعني پول نمي‌گيرند؟ وقتي توضيح دادم كه غذاي اينجا رايگان است و صبح وظهر وشب مرتب برقرار، خيلي خوشحال وشنگول شد. گفتم ولي اينجا زندان سياسي است شلاق هم مي‌زنند. باهمان حالت خوشحالي گفت باشد به اين غذا مي‌ارزد. گفتم ولي ترا اشتباه آورده‌اند و آزادت مي‌كنند اينجا فقط سياسي‌ها را نگه‌مي‌دارند. با نگراني پرسيد: چكار كنم كه سياسي شوم؟ گفتم چند تا بد وبيراه به شاه وفرح بگو نگهت مي‌دارند. بعد با خوشحالي مي‌گفت اگر بروم بيرون به بچه‌محل‌هايمان بگويم اينجا چه غذايي مي‌دهند همه‌شان سياسي مي‌شوند.
اين حكايت ضمن طنز بودنش نشان از وضعيت اسفناك برخي هموطنان دارد كه بخاطر لقمه ناني ازآزاديشان به نفع شكمشان مي‌گذرند. بديهي است وجود چنين محروميت‌هايي خود زمينه ساز ازدياد جرائم و تراكم جمعيت در زندان‌هاست و بايستي مسئولين عالي نظام براي آن چاره مناسب بينديشند.
برهمين اساس برخي براين نظرند كه نبايستي شرايط زيست زندان از چنان وضعيتي برخوردار باشد كه براي اين اقشار انگيزه آمدن به زندان ايجاد كند. بعكس بايد زندان شرايط سخت و ناگواري داشته‌باشد.
اين نظر بيشتر بر بازدارندگي و تاثير تنبيه تاكيد دارد و از ديدگاه ذاتي دانستن شرارت ناشي مي‌شود. دراين ديدگاه عموم افراد مستعد جرم وجنايت و درمعرض بدي وفساد هستند و صرفا” افراد خاص و نادري هستند كه مي‌توانند خود را از دام اين نفس شيطاني نجات دهند.
اين ديدگاه هم درميان تفكرات مذهبي و سنتي ما رسوخ دارد وهم برخي فيلسوفان غربي چنين ديدگاهي نسبت به انسان دارند. توماس هابز و فرويد از اين دسته‌اند. دراين ديدگاه تربيت و اصلاح فرد بزهكار عملي بيهوده و بي‌نتيجه قلمداد مي‌شود. اما ديدگاه ديگر براين است كه اگر براي مجرم حقوق انساني قائل باشيم و به اين حقوق احترام بگذاريم اين رفتار به او مي‌آموزد كه او نيز به حقوق ديگران احترام بگذارد. ضمن اينكه اگر واقعا” اقشاري هستند كه بخاطر سيركردن شكم و داشتن سرپناه به زندان مي‌آيند، ما نبايد اين حداقل امكان را هم از آنها بگيريم. رمان بزرگ ومعروف بينوايان ويكتورهوگو اين دو ديدگاه را به خوبي نمايش داده‌است. ژان والژان قهرمان رمان به خاطر دزديدن يك قرص نان 19 سال زندان با اعمال شاقه را تحمل مي‌كند. مسئولين زندان هرگونه سختي و شدت عمل را براي افراد بزهكار اعمال مي‌كنند زيرا آنها را قابل اصلاح و ترحم نمي‌بينند. در عوض وقتي ژان اززندان آزاد شده واز خانه كشيش شمعدان‌هاي نقره‌اي را مي‌دزدد وبار ديگر دستگير مي‌شود كه نشان مي‌دهد زندان او را از بزهكاري باز نداشته‌است، اما كشيش به راحتي به پليس مي‌گويد شمعدان‌ها را خودم به ژان هديه‌كرده‌ام و همين كار را هم مي‌كند و همين برخورد ژان را متحول مي‌كند. درمتون اسلامي نيز شواهدي برتاييد ديدگاه دوم وجود دارد مانند اين گفته پيامبر كه همه انسان‌ها برفطرت خدايي زاده‌مي‌شوند و اين خانواده وجامعه است كه راه‌هاي ديگر را به او نشان مي‌دهند. اين بحث را بايد درجاي خود دنبال كرد. اما يادآوري مي‌كنيم كه با ديدگاه دوم است كه بايستي به مجرم نگاهي اصلاح‌گرانه داشت. باهمين نگاه اگر اقشاري از حداقل امكانات زندگي بي‌بهره‌اند به نحوي كه زندان را ترجيح مي‌دهند اين وظيفه جامعه است كه براي آنها چاره‌اي بينديشد. دولت مي‌تواند اماكني غير زندان در نظر بگيرد تا افراد بي سرپناه كه چه بسا در گوشه وكنار خيابان‌ها سرگردانند حداقل شب‌ها در آنجا بيتوته كنند. چنين چاره انديشي مسلما” از جمعيت زندان‌ها نيز مي‌كاهد.


وضع غذا در زندان اوين
دراين زندان سه وعده غذا درشش ماهه اول سال به شرح زيراست:
براي صبحانه به هرنفر كره يك قالب 25 گرمي همراه يك قالب مربا و روز ديگر حدود 20 تا 30 گرم پنير داده مي‌شود.
نان به صورت فله‌اي داده مي‌شود وازنظرمقداردر صورتي كه دستگاه نانوايي خراب نباشد كم نيست ولي بلحاظ كيفيت مناسب نيست و به سختي خورده مي‌شود. يا بخاطر روي هم انباشتن نان خميرمي‌شود يا به سرعت خشك مي‌شود.
چاي نيز به صورت بسته بندي داده مي‌شود ولي چون ازكيفيت خوبي برخوردارنيست اكثركساني كه توانايي دارند براي خودشان چاي خريداري مي‌كنند. تنها كساني اين چاي را مصرف مي‌كنند كه توانايي مالي ندارند. قند درروز به هرنفر حدود20 الي 30 حبه مي‌رسد.
دربرنامه نهار غذاهاي زيرارائه مي‌شود:
قورمه سبزي، قيمه ، چلومرغ ( هرمرغ براي 7نفر)، عدس پلو، باقلا پلو، يا سبزي پلو، آبگوشت يا استانبولي ، برنج با تن ماهي ( هرتن دونفر)
مقداراين غذاها بد نيست و بطورمعممول افراد سيرمي‌شوند. بلحاظ كيفيت نيز بد نيست اما موقع تقسيم غذا به همه يكسان نمي‌رسد، خورشت را با ملاقه تقسيم مي‌كنند و به فردي گوشت خورشت نمي‌رسد و به ديگري زيادتر مي‌رسد. يك مرغ معمولي بين شش نفر تقسيم مي‌شود. آبگوشت هم گاه كيفيت بسيار خوبي دارد و گاه گوشتش قابل خوردن نيست، كه احتمالا” مربوط به كيفيت گوشت استفاده شده است. در طبخ غذا هم دقت كافي نمي‌شود. برنج مصرفي از نوع درجه سه است و براي پختن معمولا” شسته نمي‌شود و پس از پختن آشغال‌هايش را كه روي آب مي ايستد با توري مي‌گيرند.
برنامه غذايي شب‌ها عبارت است از:
قاطي پلو(برنج ولپه وسيب زميني وكمي گوشت)، لوبيا، راگو(دوبار)، سيب زميني وتخم مرغ ، حلواشكري، آش رشته، سوپ،
درطبخ غذا زندانيان نيزشركت دارند. اما برخي بدليل عدم احساس مسئوليت كارخود را خوب انجام نمي‌دهند. و دقت كافي در پخت غذا نمي‌كنند.
سبزي تازه جزو برنامه غذايي نيست. درگذشته فروشگاه زندان هر دوهفته يا ماهي يكبار سبزي مي‌آورد ولي چندين ماه است كه قطع شده است.
ازميوه و سبزي تازه و پياز درجيره غذايي خبري نيست. غير ازخياري كه دريك فصل هفته‌اي يك شب به عنوان غذا داده مي‌شود ميوه‌اي دركارنيست. فروشگاه ميوه مي‌آورد كه قيمت‌هايش بسياربالاست وهركس نمي‌تواند بخرد.
شيردربرنامه غذايي نيست. گاهي درطول سال به عنوان جشن شربت يا شيريا شكلاتي مي‌دهند.
براي مريض‌ها تحت عنوان ” تحت نظري” سوپ بال مرغ داده مي‌شود وبعضي افراد كه دربهداري باشند آن را مي‌گيرند.
فروشگاهي هست كه افراد مي‌توانند از آن خريد كنند و توسط بخش خصوصي اداره مي‌شود، قيمت برخي اجناس درآنجا چنين است:
كنسرو مرغ 900 تومان – كنسروماهي 650 تومان – لوبيا 550 تومان – ماكاروني تك 400 تومان – گوشت چرخ كرده كيلويي 4000 تومان – مرغ كيلويي 1900 يا 1800 تومان.( ارقام مربوط به مهرماه سال جاري است).
در زندان اوين براي هرسالن سماوربزرگ براي آبجوش و نيز اجاق گاز براي غذا تهيه‌كرده‌اند و دردسترس زنداني هست. يكي از مشكلات غذايي در نحوه نگهداري مواد اوليه و نحوه پخت آنهاست. مثلا” سبزي را بسياري اوقات با چرخ گوشت چرخ مي‌كنند كه بيشتر مواد مفيد سبزي آب شده و ازبين مي‌رود. زيرا سبزي خرد كن معمولا” خراب است. يا مثلا” هويج را از دو روز قبل از پختن آماده كرده وداخل آب مي‌ريزند تا تازه بماند كه كيفيت خود را ازدست مي دهد.
.
زندان قزل‌حصار
در قزل‌حصار برنامه ناهار در پاييز، چلومرغ، لوبيا، آبگوشت، سبزي پلو، سيب‌زميني آب‌پز با تخم‌مرغ ، پلو خورشت قورمه سبزي و يا قيمه بود.
برنامه صبحانه مانند ساير زندان‌هاست ولي باز كيفيت چاي بسيار بد است بطوري كه هركس بتواند خودش چاي مي‌خرد.
اغلب زندانيان از كمبود گوشت در غذا و كيفيت بد آن گلايه دارند. ضمن آن كه از ميزان بالاي وجود كافور در غذاها سخن مي‌گويند.
زندان رجايي‌شهر
به گفته بعضي زندانيان كه چند ماهي است از اين زندان آزاد شده‌اند صبحانه دراين زندان مثل ساير جاهاست و چاي هم همان وضعيت را دارد.
ناهارشامل غذاهايي مي‌شود مثل: ماش‌پلو، قورمه‌سبزي،‌قيمه و گاه قيمه با كدو يا بادمجان، استانبولي، عدس‌پلو. در بند كارگري رجايي‌شهر هفته‌اي يكبار چلوكباب، و يكبار چلومرغ داده‌مي‌شود كه مشترك با غذاي پرسنلي است و كيفيت خوبي دارد و مورد استقبال زندانيان نيزهست.
شام عبارت است از: لوبيا، آبگوشت كه گاهي ظهر داده‌مي‌شود، راگو، حلواشكري با يك كره كوچك يا بجاي آن در تابستان خيار و پنير و گوجه‌فرنگي، عدس‌پلو، آش رشته، استانبولي
بعضي غذاها مثل استانبولي و آبگوشت با كيفيت خوبي عرضه مي‌شود و زندانيان نيز از آنها استقبال مي‌كنند ولي بعضي ديگر مثل لوبيا و راگو يا آش بخاطر سنگيني و نفاخ بودن يا كيفيت بد پخت يا مواد مصرفي مطلوب نيست.
نان در اين زندان از كيفيت نسبتا” خوبي برخورداراست. نوعي نان سنگگ ماشيني داده مي‌شود. از سبزي خبري نيست اما ميوه دو هفته يكبار درفروشگاه زندان عرضه مي‌شود. هفته‌آي يكبار ماست همراه غذا مي‌دهند ولي از شير خبري نيست. يك مرغ كه براي 4 نفر كافي است بين 10 نفر تقسيم مي‌شود.
ناهار: عدس‌پلو، آبگوشت، شويد‌پلو، قيمه‌پلو، قورمه سبزي،
شب: راگو، آش رشته با نان، لوبيا، تخم‌مرغ وسيب زميني، استانبولي ، دوبارعدس پلو، حلوا ارده وكره براي شش ماهه دوم.
اين اطلاعات مربوط به چند ماه قبل از اين است اما برخي زندانيان اخيرا” ازكمبود غذا دراين زندان شكايت دارند. به گقته آنان مقدار غذا آنقدر كم است كه كسي سيرنمي‌شود. حتي نان نيز به مقدار كافي داده‌نمي‌شود تا بوسيله آن افراد خود را سيركنند.
كمبود غذا در حدي است كه برخي زندانيان كه امكان مالي دارند مواد غذايي از فروشگاه تهيه مي‌كنند و المنت‌هايي نيز با قيمت گزاف مي‌خرند تا با اين وسيله برقي بتوانند براي خود غذايي درست كنند و جبران كمبود غذاي زندان بشود. اما اين كار كه با زحمت انجام مي‌شود چندان طولي نمي‌كشد. در بازرسي از زندان مامورين اين المنت‌ها را مصادره مي‌كنند و زنداني اگر امكان مالي داشته باشد بار ديگر بايستي اين چرخه را تكراركند.
زندان ورامين
اين زندان نسبت به زندان اوين از امكانات كمتري برخورداراست. كيفيت غذا نيز پايين‌تراست. بيشتر زندانيان اينجا ر‌‌آي باز هستند و مسئولين با اين فرض كه آنها با مراجعه به منزل از غذاي خوب استفاده مي‌كنند لزومي نمي‌بينند كيفيت بهتري به غذا داده شود. در اين زندان وسايل پخت غذا و يخچال هم دراختيار زندانيان نيست.
زندان همدان
درباره زندان همدان يكي از زندانيان آزاد شده كه حدود يكسال قبل درآنجا بوده‌است مي‌گويد:
در زندان همدان سيگار و مواد مخدر ممنوع بود و كاملا” كنترل مي‌شد. درعوض بجاي سيگار به زندانيان ميوه مي‌دادند. هقته‌اي دويا سه‌ بارميوه مي‌دادند. ازاين جهت براي كساني كه سيگاري نبودند ميوه بسيارخوب بود، ولي سيگاري‌ها ناراضي بودند و نمي‌توانستند تحمل كنند. آنها دست به هركاري مي‌زدند كه كمبود سيگار را جبران كنند. سيگار قاچاق محسوب مي‌شد و برفرض ورود به زندان هرنخ بيش از هزارتومان خريد و فروش مي‌شد. يكي ازكارهايشان اين بود كه كاغذ روزنامه يا كاغذهاي مومي نازك را مي‌بريدند ولوله مي‌كردند و داخلش چاي خشك پرمي‌كردند تا آن را بجاي سيگاردود كنند. اما چون آتش دردسترس نبود مشكل داشتند. براي اين كار يك پارچه كهنه برمي‌داشتند و به توالت مي‌رفتند و آن را به لامپ توالت مي‌چسباندند و بيش ازنيم ساعت صبرمي‌كردند تا دراثر حرارت لامپ پارچه آتش بگيرد بعد با آن سيگارچاي خشك را آتش مي‌زدند و چند نفربا آن حال مي‌كردند. دراين كارچند نفرباهم همكاري مي‌كردند تا مواظب نگهبان باشند وسراورا گرم كنند كه ازماجرا بو نبرد.
درباره غذا مساله اصلي نحوه تقسيم غذا بود. غذا به صورت كلي و با ديگ زيرهشت مي‌آمد وسپس بين بندها تقسيم مي‌شد. درمرحله بعد داخل بند هراتاقي قابلمه‌اي مي‌آورد و سهم اتاقش را مي‌گرفت. مرحله بعد كسي كه دراتاق غذا تقسيم مي‌كرد بسته به اين كه با چه كسي دوست يا دشمن بود غذا را تقسيم مي‌كرد. براي دوستانش مايه مي‌گذاشت وبه آن كه روابط خوبي با او نداشت كم مي‌داد يا ناجورغذا مي‌داد.
مثلا” نان كم بود و اگرمقسم با كسي دوست بود سهم بيشتري به او مي‌داد. مشكل ديگر درنحوه پخت غذا و رعايت بهداشت درآنجا بود. كه كمتر رعايت مي‌شد.
زندان همدان: صبحانه، مقداري پنير، يا مقداري مربا بدون كره،نان وچاي
ناهارشش‌ماهه‌اول سال: قورمه‌سبزي، باقلاپلو، استانبولي‌پلو، خورشت‌قيمه، پلو و كمي مرغ، راگو، پلو مخلوط با ريزه‌هاي تن ماهي
شش‌ماهه‌دوم سال: همان غذا فقط به جاي يكي ازآن اقلام عدس‌پلو داده‌مي‌شد.
شام : آبگوشت، سوپ‌جو، عدسي، سوپ‌مرغ، تخم‌مرغ وسيب‌زميني پخته، لوبياچيتي، آش‌رشته
كه معمولا” درشش‌ماهه بعدي هم همين برناهه است.
چاي كيفيت بدي دارد، زندانياني كه وضع مالي خوبي دارند از آن استفاده نمي‌كنند و خود از فروشگاه چاي با قيمت صدگرم 500 تومان مي‌خرند. بشكه‌اي مخصوص آب‌جوش براي چاي گذاشته‌اند كه معمولا” آب 50- 60 درجه‌اي دارد، در نتيجه نوشيدن يك ليوان چاي مطلوب نوعي آرزو بشمارمي‌آيد.
سبزي هيچوقت داده‌نمي‌شود، ميوه در تابستان و اوائل پاييز چند بار بطور متناوب داده‌مي‌شود. مثلا” هندوانه، سيب، يا نارنگي مي‌دهند.
شير در برنامه نيست اما گاهي همراه پلو ماست مي‌دهند.
زندان قزوين
درزندان مركزي قزوين با توجه به مشكلات تقسيم غذا كه عادلانه معمولا” تقسيم نمي‌شود ونيزدرتقسيم غذا بهداشت رعايت نمي‌شد، غذاي زنداني در ظروف يكبارمصرف توزيع مي‌شود و ازاين نظر وضع بهترشده است. لذا سهم متناسب به هر زنداني مي‌رسد و از اين نظر شرايط مطلوبي وجود دارد. مواد غذايي هم نسبتا” خوب است. كيفيت غذاي زندان به نحوي است كه پرسنل زندان هم ازهمان غذا صرف مي‌كنند. فقط ميوه داده نمي‌شود. درشش ماهه اول سال گاهي خيارتوزيع مي‌شد ولي ازميوه هاي ديگر خبري نيست . سبزي نيز داده نمي‌شود واكثرزندانيان دچار يبوست ومشكلات هاضمه‌اي هستند. لبنيات مثل شير وماست نيز در برنامه غذايي نيست. البته اين مساله درزندان زنان و كودكان تفاوت دارد. درزندان زنان بخاطر شيردادن بچه شير و لبنيات بيشترمي‌دهند. درزندان اطفال هم بخاطرنياز به رشد به آنها بيشترمي‌رسند وشير و ميوه معمولا” به آنها بيشترداده مي‌شود.
در ماه رمضان افطار و سحري براي روزه‌گيران همراه با جيره خرما توزيع مي‌گردد.
زندان كرمانشاه
درشهرستان‌ها نيز ميان زندان‌ها تفاوت وجود دارد. مثلا” در كرمانشاه زندان مركزي و مركزمشاوره از وضعيت بهتري نسبت به زندان‌هاي نقاط ديگر استان برخوردار است. درزندان مركزي و بخصوص مركزمشاوره تقريبا” وضع مطلوبي وجود دارد. هفته‌اي دوبار ميوه سيب يا نارنگي داده‌مي‌شود. سبزيجات و لبنيات گهگاه در جيزه غذايي قرارمي‌گيرد. اما آنچه بيشتر مورد نگراني است نحوه پخت سنتي غذاست كه رعايت بهداشت را با مشكل مواجه مي‌سازد، بطوري كه زندانيان بصورت خبر يا شايعه از وجود موش‌هاي فراوان در انبار وآشپزخانه گزارش مي‌دهند كه حكايت از نارسايي و نگراني در زمينه بهداشت آشپزخانه دارد.
زندان وزارت اطلاعات
ناگفته نماند زندان‌هايي كه توسط وزارت اطلاعات اداره مي‌شده‌است مثل بند 209 يا زندان توحيد سابق اغلب زندانيان از وضع مطلوب تغذيه سخن مي‌گويند، علت اين امر ظاهرا” دراين نكته است كه غذاي زنداني و پرسنل در اين زندان‌ها يكي است.
چـكـيـده
آنچه از بررسي وضعيت غذاي زندان‌هاي مختلف برمي‌آيد اينست كه با وجود تصريح ماده 100 آيين‌نامه كه سبزيجات تازه يا خشك و نيز ميوه فصل را جزو اقلام حداقل برنامه غذايي گنجانده‌است، تقريبا” در همه زندان‌ها ميوه از جيره غذايي روزانه زندان حذف شده‌است. بطور استثنا بعضي زندان‌ها چند بار در فصل ميوه به زنداني مي‌دهند. بعضي زندان‌ها مثل زندان همدان كه جيره سيگار ندارند بودجه آن را صرف دادن ميوه مي‌كنند.
مصرف ميوه وسبزي در زندان از اين جهت اهميت دارد كه يكي ويتامين‌هاي مورد نياز بدن را تامين مي‌كند و در ثاني باعث جلوگيري از يبوست مي‌شود كه از امراض رايج زندان است و خود مي‌تواند زمينه‌ساز بيماري‌هاي ديگر شود.
همچنين درماده 100 جزو اقلام ضروري تغذيه زنداني به پياز اشاره‌شده‌است اما درزندان‌ها علاوه بر پيازي كه احيانا” در بعضي غذاها پخته مي‌شود به صورت خام خبري نيست. با توجه به خاصيت ضدعفوني كننده پياز كه از بسياري بيماري‌ها جلوگيري مي‌كند و ويتامين‌هاي موجود درآن همچنين ارزان‌بودن آن، اضافه كردن اين ماده به جيره‌غذايي زندان چه بسا هم در كاهش بيماري‌ها مؤثرباشد و هم تا حدي كمبود ميوه وسبزيجات را جبران مي‌كند.
در مقابل اكثر زندانيان از مصرف غذاهاي نفاخ شكايت دارند. در اغلب زندان‌ها كيفيت پخت غذا مطلوب نيست. يعني مواد مصرف مي‌شود ولي در نحوه پخت و ارائه آن به زنداني مشكل وجود دارد. كه اين كار با مديريت صحيح قابل تغييراست، بدون آنكه نياز به بودجه اضافي و يا تحول اساسي باشد.
گفتني است آيين‌نامه زندان در تبصره 2 ماده 98 به غذاي مخصوص بيماران اشاره دارد. طبق اين تبصره بيماراني كه از پزشك مجوز دارند، در مدت معيني كه پزشك معالج زندان تعيين كرده‌است مي‌توانند از غذاي مخصوص بهداري استفاده كنند. اما در كمتر زنداني چنين سرويسي وجود دارد. هرچند ممكن است مسدولين مربوطه اظهار نمايند كسي به اين عنوان مراجعه نكرده‌است كه غذاي مخصوصي بخواهد. البته با توجه به جمعيت زياد زندانيان و محدوديت‌ها و امكانات موجود شايد ارائه چنين سرويس فوق‌العاده‌اي كارسختي باشد، اما مساله اينجاست كه اقلام ارائه شده درفروشگاه‌هاي زندان هم از چنان تنوعي برخوردار نيست كه اگر برفرض زنداني بيمار خود خواست داوطلبانه براي خود غذاي مناسب تهيه كند براين امر قادرباشد.
زندانيان در اكثر زندان‌ها در پخت غذا و آشپزي مشاركت دارند، اما نظارت مستقيم بر اين كار از سوي زنداني نيست. كساني هم كه درآشپزخانه كار مي‌كنند چون به آن به عنوان يك كار اجباري نگاه مي‌كنند و بدليل پايين بودن فرهنگ كار و مسئوليت، نسبت به كار خود جدي و علاقمند نيستند و اهمال مي‌كنند و يا از زير كار درمي‌روند. گاه ديده‌مي‌شود بدليل بي‌توجهي آنها غذا مقداري مي‌سوزد يا ته‌ديگ زيادي مي‌بندد كه مي‌شود جلوي اينكار را گرفت و از اتلاف مواد اوليه جلوگيري كرد.
همين بي‌توجهي در آماده‌سازي مواد براي پخت نيز وجود دارد. برخي زندانيان از وجود مواد زائد و آشغال درون غذا شكايت مي‌كنند. اين مساله نيز به خريد مواد مربوط نيست. كسي كه اين مواد را براي پخت آماده مي‌كند دقت كافي به خرج نداده و در تميزكردن و بهداشت لازم اهمال ورزيده‌است. در نتيجه علي‌رغم صرف بودجه و هزينه مي‌بينيم محصول كار مورد رضايت نيست. وجود موش فراوان در انبارها و آشپزخانه ها يكي ديگر از عوامل نگران كننده در تهيه غذاست.
چاي در اكثر زندان‌ها دچارمشكل است. كيفيت چاي بد است و نيز آبجوش در برخي زندان‌ها در دسترس زنداني نيست. ناگفته نماند بدليل شرايط خاص زندان و عدم تنوع غذايي، چاي يكي از اقلام مورد توجه زندانيان است. براي بعضي خوردن يك چاي داغ و جا افتاده بسيار آرامبخش است.
همان گونه كه اشاره شد، يكي‌ از مشكلات ديگر در نحوه تقسيم غذاست. چون غذا با ديگ حمل شده و براي اتاق‌ها تقسيم مي‌شود. بخصوص در رابطه با پخش خورشت اين كار با ملاقه صورت مي‌گيرد. طبعا” در تقسيم نمي‌توان چنان دقتي را به خرج داد كه از همه مواد به همه يكسان برسد. معمولا” اتاق‌هايي كه درنوبت‌هاي اول غذا هستند مواد گوشتي و غذايي بيشتري نصيب‌شان مي‌شود و نوبت‌هاي متاخر از آب خورشت بيشتر بهره مي‌برند. در چنين وضعيتي داوري زندانيان نسبت به كيفيت غذا در يك زندان متفاوت است. اما زندان‌هايي كه به صورت يكبار مصرف توزيع مي‌شود اين مشكل برطرف شده‌است.

نـتـيــجه
مشكلات تغذيه‌اي دراين زندن به نظرمي‌رسد موارد زيرباشد:
1- عدم استفاده از سبزي تازه، پياز وميوه فصل، در حالي كه اين اقلام ويتامين‌ و املاح لازم براي بدن را تامين مي‌كند. ضممن اين كه ازبسياري بيماري‌ها آنها را مصون مي‌سازد.
2- درخريد مواد اوليه به كيفيت بهاي لازم داده نمي‌شود. درحالي كه بودجه هزينه مي‌شود ولي درجاي خود مصرف نمي‌شود . تهيه مواد كم كيفيت صرفه جويي نيست بلكه با دورريختن آن مثل نان يا برنج اسراف صورت مي‌گيرد.
3- نگهداري مواد اوليه شرايط مناسبي ندارد. اغلب انبارها مملو از موش است. اين جانور ضمن تلف كردن مواد غذايي ناقل بيماري‌هاي زيادي نيزهست كه بايستي براي آن چاره اساسي انديشيد.
4- نحوه پخت: درصورتي كه همين مواد مصرفي فعلي را با مسئوليت ومهارت بيشتري درپخت غذا همراه كنيم ، مي‌توانيم غذاي بسيارمناسب تري ارائه دهيم.
5- به نظرمي‌آيد چنانچه ازموادي ارزانتر ولي با كيفيت غذايي بالاتر مثل سويا، ماهي، استخوان قلم و غيره استفاده شود كيفيت غذا بالا رود.
6- در صورتي كه مسئولين زندان شرايط لازم را فراهم نمايند مي‌توان با آگاهي دادن به مردم بخشي از نذورات و هزينه‌هاي تشريفاتي را براي تغذيه زندانيان به صورت موردي مصرف كرد.
7- به قرار مسموع قراراست غذاي زندانها مانند زندان كرمان كه هم اكنون به سيستم كترينگ (غذاي گرم بسته‌بندي شده) توزيع مي‌شود، تغييري اساسي كرده و به همان سيستم انجام شود. البته دراين صورت ازبسياري مشكلات كاسته مي‌شود اما نظارت برپيمانكار مربوطه از سوي مقامات مسئول امري لازم وضروري است تا شركت مربوطه به تعهدات خود عمل نمايد.

دنبالک: http://67.15.127.24/~adrpi/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/37

فهرست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند.
SDRP | Copyright: adrpi.org 2007