سه شنبه ۱۶ دي ۱۳۸۲ سال اول - شماره ۱۰۸ روزنامه شرق
سيدمحمود عليزاده طباطبايي:
معاون دبيركل سازمان ملل و رئيس اداره مبارزه با مواد مخدر در ديدار اخيرش از ايران در يك كنفرانس خبري اعلام كرد: «من به عنوان نماينده سازمان ملل و شهروند عادي با جزاي اعدام براي قاچاقچيان مخالف هستم.»
جا دارد پس از پانزده سال از تصميم عجولانه و غيرمنصفانه مجمع تشخيص مصلحت نظام، قوه قضائيه، دولت و مجلس با مطالعه اي عميق با تغيير نگرش به معضل مواد مخدر و با بهره گيري از مراكز علمي دانشگاهي با تهيه و تدوين و تصويب قانون جامع نسبت به حذف مجازات اعدام اقدام نمايند و تكليف مراجع عالي قضايي را هم تا اتخاذ تصميمي منطقي و عادلانه تعيين نمايند.
سود ناشي از اين اعدام ها عائد كشورهاي اروپايي مي شود و هزينه بي خانماني و فسادهاي ناشي از اين اعدام ها را مردم ما بايد بپردازند و نماينده سازمان ملل هم ما را به خاطر اين اعدام ها مورد ملامت قرار مي دهد.
در كشور همسايه - افغانستان -كمونيست ها مي آيند توليد ترياك افزايش پيدا مي كند، آنها مي روند دولت اسلامي مي آيد باز توليد افزايش مي يابد، دولت اسلامي مي رود با حمايت مستقيم كشورهاي بزرگ، طالبان مي آيد باز توليد افزايش مي يابد و امروز مستقيماً حكومت تحت نظر قدرت هاي بزرگ در زير لواي ارتش آمريكا تشكيل مي شود باز به اقرار معاون دبيركل سازمان ملل توليد ترياك افزايش يافته است. كشور پاكستان وضع مشابهي دارد و در گزارش هاي رسمي سازمان ملل از درآمد چند ميليارد دلاري پنهان پاكستان از تجارت مواد مخدر صحبت مي شود. در همين حال آقاي آنتونيو مارپاكاستا معاون دبيركل سازمان ملل از پروژه كشت جايگزين به عنوان يكي از راه حل ها صحبت مي كند آن هم در كشوري كه نه كشاورزي مكانيزه دارد و نه آب دارد و نه راه! در صورتي كه توليد ترياك نه آب مي خواهد و نه راه و نه كشاورزي مكانيزه. به فرض اگر در يك هكتار زمين با وجود كشاورزي مكانيزه و آب و كود مناسب امكان برداشت ده تن گندم وجود داشته باشد انتقال آن به راه و كاميون نياز دارد ولي افغاني در همين يك هكتار ۲۰ كيلو ترياك كه به صورت ديم كاشته شده برداشت مي كند و آن را به دو كيلو هروئين تبديل مي كند و حتي مي تواند آن را ببلعد و به ايران منتقل كند! به قول يكي از فرماندهان سابق نيروي انتظامي، بايستي امكان كشت تخم طلا وجود داشته باشد و سه چهار ماهه هم به توليد برسد تا بتواند براي افغاني مظلوم و ناتوان جاي كشت خشخاش را بگيرد.تحول داخلي تركيه نيز هميشه تحت تأثير تجارت مواد مخدر قرار داشته است. جاي اين سئوال هست كه در طول اين بيست و پنج سال بعد از پيروزي انقلاب و بعد از انهدام سي و سه هزار هكتار مزارع خشخاش اگر دولت جمهوري اسلامي ايران به جاي كشف و ضبط و انهدام بيش از... اين حجم از مواد مخدر از خاك كشورمان عبور مي كرد و هزاران شهيد و جانباز در اين راه نمي داديم و اين داغ بر دل خانواده ها باقي نمي ماند، بيش از دو ميليون نفر از هموطنانمان را در اين راه روانه زندان نمي كرديم، ميلياردها دلاري كه صرف مبارزه با مواد مخدر كرده ايم صرف سازندگي كشور مي شد، از سرريز شدن مواد مخدر در داخل كشور جلوگيري مي شد، جوانان ما به سوي مصرف مواد مخدر رو نمي آوردند، زندان ها، مراكز پليس، دادگاه هاي انقلاب تا اين حد درگير نمي شدند، هزاران نفر از هموطنان مفلوك و ساده لوح مان آلت دست قاچاقچيان بين المللي قرار نمي گرفتند و اعدام نمي شدند و آثار سوء اين سياست فراواني و ارزاني مواد مخدر در اروپا مي شد و امروز به تعبير معاون دبيركل قيمت هروئين در اروپا دويست برابر قيمت هروئين در افغانستان نمي بود، آيا در آن صورت قدرت هاي جهاني با بحران مواجه نمي شدند كه بايد خود تصميم به حل آن با هزينه خود مي گرفتند؟
در سال ۱۳۷۹ دبيروقت ستاد مبارزه با مواد مخدر در مصاحبه اي رسمي اعلام كرد: «واقعيت اين است كه ما به ندرت قاچاقچي دستگير مي كنيم از ۳۰۷ هزار نفري كه در سال ۱۳۷۸ در رابطه با جرائم مواد مخدر دستگير شده اند تنها تعداد انگشت شماري از آنها به معني واقعي قاچاقچي بوده اند و بيشتر اين دستگير شدگان افراد حمال و باركش بوده اند.اين نكته را بدانيد كه قاچاقچي جايي است كه پول در آنجا باشد. نظام بانكي ما اساساً اجازه جابه جايي و ردوبدل كردن ارز را به قاچاقچي ها نمي دهد و قاچاقچي هاي عمده دليلي براي حضور در ايران ندارند. در حقيقت ما مشغول مبارزه با عوامل جزو آنها هستيم و افراد جزء را دستگير و اعدام مي كنيم و هر روز گزارش مي دهيم ده ها باند بزرگ مواد مخدر را متلاشي كرده ايم، در حالي كه اگر ما چنين افرادي را هزار هزار دستگير و صد تا صد تا اعدام مي كرديم باز عقبه آنها در نوبت بودند كه اجير شوند و اين كار را ادامه دهند. قاچاقچي هاي واقعي بيرون مرزها هستند و عوامل فقير منطقه را به كار مي گيرند... براي مثال نور محمد نارويي در سال ۷۰ يك بار ۷۲ نفر و بار ديگر ۳۱ نفر و در سال ۷۲ هم ۵۴ نفر از نيروهاي ما را شهيد كرد و هم اكنون در كشور پاكستان زندگي اشرافي دارد و محافظان شخصي از جانش حفاظت مي كنند و مزدوران و حقوق بگيرانش همچنان فعالند و مواد مخدر به ايران قاچاق مي كنند.»۱ به خاطر دارم در دهه پنجاه كه در دانشكده حقوق درس مي خواندم قبل از ورود به دروس اصلي حقوق مباني جرم شناسي، فلسفه حقوق، جامعه شناسي كيفري، پليس علمي، علم اداره زندان و... مي گفتند ولي ظاهراً اين امور مربوط به امروز نيست، امروز بعضي از قضات مي گويند چون عده اي مجتهد جامع الشرايط قانون را تصويب كرده اند، ما صرفاً عمل مرتكب را با قانون تطبيق مي دهيم و به ما مربوط نيست كه انگيزه متهم چيست؟ پيامد مجازات اعدام چه خواهد بود؟ بر سر خانواده او چه مي آيد؟ بر سر اجتماع چه مي آيد؟ ولي خوشبختانه اغلب قضات اين گونه مي انديشند.
پي نوشت:
۱- «نجات» نشريه خبري ستاد مبارزه با مواد مخدر شماره فروردين و ارديبهشت ۱۳۸۰.
phentermine
phentermine
March 7, 2006 06:25 PM