يادداشت خبرنامه 7 نيمه اول شهريور1384
مرضيه مرتاضي لنگرودي
جهان هماني نيست كه پيشتر بود، اثرت را بر آنچه ترك ميگويي بگذار
اخيراً نويسنده مجهول النامي در سايت بازتاب درباره انجمن دفاع از حقوق زندانيان اظهار نظري كردهاست مبني بر اينكه اين انجمن با وزارت اطلاعات همكاري ميكند ....؟!
نويسنده مزبور ايرانيان ساكن در ايران و ساير نقاط جهان را چنان سرگرم روزمرگي و غم نان و سر پناه و بي اعتنا به وجدان و خرد جمعي دانسته كه بدون بيم از اعتراضات و با علم براينكه اعتراض بر چنين برچسبهايي در ايران پيگيري نميشود و اگر هم نهادي مثل انجمن مصر در پيگيري شود، بيش از پيش در ارائه خدماتاش به زندانيان دچار محدوديت و مضيقه ميشود و حساسيتها را نسبت به موجوديت خود برميانگيزد، فارغ از اخلاقيات حرفهاي در روزنامهنگاري، بدون ارائه كوچكترين مدرك و نشانهاي سخن واهي رانده و اتهام بي اساس زده است.
در كشورهاي توسعه نيافته از جمله كشور ما از ديرباز تاكنون هر كس فارغ از نزاعها و درگيريهاي گروهي بر سر قدرت و سياست بازيهاي رايج، نيت و اراده انجام كار خيري براي مردم داشته باشد، به قصد خنثي شدن آماج حملات دو سر قطب قدرت اعم از چپ يا راست قرار گرفته و تخريب شدهاست. يك سر قطب كه معمولا حوزه اقتدار و حاكم است، همواره بسياري از خدمتگزاران مردم را عامل و نوكر بيگانه قلمداد نموده، ! با سنگاندازي بر سر راهشان و برخوردهاي پليسي ، امنيتي از ادامه كار و خدمتشان جلوگيري كردهاست. سر ديگر قطب كه محدوده نقشآفريني مخالفان قدرت حاكم است نيز با اين بهانه كه ارائه هر خدمتي به مردم و ايجاد فرصت هاي حداقلي براي آنان جهت دمي آسودن و فكر كردن، به نفع قدرت سياسي حاكم خواهد بود، به خدمتگزاران مردم انگ و اتهامات واهي زدهاند تا آنها را از صحنه خدمت و اراده معطوف به خدمترساني داوطلبانه در عرصه عمومي به حاشيه و انزوا برانند. در راندن خير خواهان و خدمتگزاران جامعه به حاشيه و ناكارآمد ساختن آنان، همواره بين دو سر قطب قدرت توافق و همدستي و همكاري ناگفته و نانوشتهاي وجود داشته است. اما تاريخ كشور ما در حافظهاش از شخصيتهاي تاثيرگذار و خادم ملت بخوبي ياد ميكند و آنها را گرامي ميدارد، هر چند در زمان حيات و فعاليتشان وضعيت واقعي آنان را در گرد و غبار سوء ظن و بدبيني فراموش كند و پاس ندارد.
اگر كمكهاي مالي و مشاورهاي و بهداشتي و حقوقي به زندانيان و كاهش آلام آنها و كاستن از بار سنگين گناه و اندوهي كه موجوديت انساني زندانيان را به مخاطره ميافكند، همدستي و همكاري با اطلاعات يا نهاد ديگري تلقي شود، آيا كسي يا نهادي در مملكت وجود دارد كه فارغ از اين نوع تعاملات باشد؟ در مملكت ما براي ورود به حوزههاي مختلف فرهنگي و اجتماعي گزينشهايي سخت وجود دارد، با توجه به اين گزينشها بر اساس بينش نويسنده مزبور، همه آحاد مردم ايران در هر شغل و حرفه و جايگاهي پذيرفته شدهاند، خواهينخواهي، مستقيم يا غير مستقيم در حال همكاري با نهادهاي مختلف اجتماعي از جمله نهادهاي اطلاعاتي هستند. البته از زاويه ديگري هم ميتوان نوشتههاي نويسنده را تحليل كرد و آرزويهاي ناگفته را از خلال سطور آن دريافت. آرزوهايي چون تقابل و برخوردهاي تقابلي ملت و نهادي غير دولتي با حاكميت و نهادهاي حكومتي! اگر نويسنده آرزومند در ايران بسر ميبرند، خيلي سريعتر از ما بايد به اين واقعيت پي ميبردند كه كار مردم را بايست به خود آنها واگذاشت. ما نه مي توانيم و نه مي خواهيم كه به جاي مردم تصميم بگيريم و عمل كنيم. مردم با نهادهاي مدني و به كمك آنها راههاي دفاع از حقوق، هويت و موجوديت خويش را بر اساس تعاملات مدني فرا خواهند گرفت. بهتر است آقا يا خانم نويسنده هم باور كنند كه مردم كشورهاي توسعه يافته توسعهيافتگيشان را پيش از اينكه در تعاملات اجتماعي كسب كرده باشند در آموزش تعاملات و رفتارهاي مدني بدست آوردهاند. براي داوطلبان خدمتگزاري به زندانيان محروم كه قرباني وضعيت بحراني (اضافه شود جامعه انقلاب ديده و جنگزده) ايراناند، جز ناديده و نشنيده گرفتن چنين اتهامات بي پايه و اساسي چارهاي وجود ندارد.
اين داوطلبان كه عمدتاً سوابق بسيار روشني در ارائه خدمات در حوزههاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي كشورشان دارند بخوبي دريافتهاند كه در جوامع توسعه نيافته كار داوطلبانه بدون چشمداشت مادي و به دور از نزاعهاي سياسي قدرتطلبانه، مترادف با شنيدن انواع اتهامات از سوي به اصطلاح چپ و پرداخت هزينه هاي وارده از طرف ديگر خواهد بود. براي موسسين و همكاران انجمن دفاع از حقوق زندانيان دو راه بيشتر وجود ندارد: يا كنارهگيري و عافيت نشيني كه انسان زنده را تبديل به موجود نق نقوي حرفهاي ميكند يا ايستادگي و پرداخت هزينههايي كه تمامي خدمتگزاران ايراني در طول تاريخ حيات اين مملكت همواره پرداختهاند. كه بارزترينش زدن انگ و اتهام همدستي با اين و آن است. اينها ناشي از نگاه كج و معوج به جامعه و گروهي است كه سعي دارند با اتكاء به خرد جمعي براي يافتن راهحلهاي بومي، خلاقيت و كارآمدي مردم را در تشكلها و نهادهاي داوطلبانه غير دولتي افزايش دهند.
داوطلبان خدمت در انجمن دفاع از حقوق زندانيان فارغ از هر گونه خيالبافي و آرزوهاي دور و دراز، با نهايت واقعبيني و با تكريم انسان و زندگي انساني سعي دارند با جدا نمودن خطا از انسان خطاكار و محكوم نمودن خطا، آلام و رنجهاي انسانها و خطاها را كاهش دهند.
مدافعان حقوق زندانيان سعي دارند با كمك به انسانهاي بزهكاري كه بيش از هر چيز قرباني فقر و فساد ناشي از انباشت قدرت و ثروت و كشمكش و بدخواهي ها و بي اعتبار كردن ارزش هاي اخلاقي و اجتماعي در دو سر قطب قدرتاند، وسايل و امكانات بازگشت سالم آنان به اجتماع را فراهم آورند.
انجمن دفاع از حقوق زندانيان سعي دارد با تعاملات معنوي و انساني در محدوده ظرفيتهاي اخلاقي و قانوني خويش در قالب يك نهاد غير دولتي به ياري آسيبديدگان اجتماعي و هزينهپردازان سياسي كشور بشتابند و چشم و گوش و زبان بخشي از مردم ايران باشند. بديهي است انجمن دفاع از حقوق زندانيان مانند هر نهاد دموكراتيك در سراسر جهان چارهاي جز اتخاذ روش آزمون و خطا ندارد و خود را از انتقادات و راهنماييهاي خرد و كلان محروم نميدارد.