Amnesty International - Working to protect human rights worldwide

Human Rights Watch







چهارشنبه 2 آذر 1384

نامه هاي رسيده در نيمه اول شهريور1384

- به استحضار مي‌رساند كه در تاريخ سه شنبه 11/5/84 افراد اطلاعات نيروي انتظامي شهرستان سنندج با در دست داشتن حكم بازداشت و تفتيش به منزل ......مراجعه كردند و پس از بازرسي محل و بهم ريختن كليه وسايل تعدادي سي دي، فلاپي و نوار ويديويي و چند جلد كتاب و چند روزنامه كردي زبان و كيس كامپيوتر شخصي را طي صورتجلسه همراه خود بردند و ايشان را بازداشت كردند. در صورتيكه نامبرده از تاريخ 10/5/84 لغايت 12/5/84 به شهرستان مريوان جهت احضار به دادگاه مريوان رفته بود و پس از مراجعه از مريوان در تاريخ چهارشنبه 12/5/84 شخصاً پس از اطلاع از آمدن نيروي اطلاعات به منزل، خود را به اطلاعات نيروي انتظامي شهرستان سنندج معرفي كرد كه از آن تاريخ تاكنون همسر و خانواده ايشان هيچگونه خبري از صحت و سلامت نامبرده ندارند. همچنين در پي مراجعات مكرر خانواده نامبرده به دادگاه انقلاب و اطلاعات نيروي انتظامي هيچگونه مجوزي جهت ملاقات و حتي تماس تلفني با ايشان كسب نشده است.
2- احتراماً معروض مي‌دارد پسرم، فعال در امر خبرنگاري عمومي روزنامه‌ها، روز پنج‌شنبه در 6/5/84 در موقع بازگشت از شهرستان مريوان به محل سكونت خود (شهر سنندج) كه مقاديري مجلات عمومي و روزنامه همراه داشت، توسط مامورين پاسگاه انتظامي سروآباد دستگير و بازداشت گرديد. عليرغم اينكه نامبرده فاقد هر گونه سوابق و سوء پيشينه كيفري بوده به صورت بلاتكليف در زندان مركزي شهرستان مريوان بسر مي‌برد كه اين موضوع نه تنها باعث فشار روحي و رواني در افراد خانواده و فرزندم گرديده بلكه باعث ركود در كار و زندگي و تحميل هزينه‌هاي (رفت و برگشت) بدون نتيجه براي ما گرديده است. لذا در اجراي رأفت و عطوفت اسلامي و انساني و لحاظ نمودن وضعيت اسفناك خانوادگي و موضوع اصلي پسرم كه جوان 17 ساله بوده و نيز وظايف و اختيارات آن سازمان در جهت پيگيري و رفع بازداشتي و بلاتكليفي با صدور قرار تامين مناسب تا روشن شدن موضوع پرونده را خواستارم.
با احترام.........

3- به استحضار مي‌رساند كه .جلال قوامي روزنامه‌نگار كرد در جريان نا آرامي‌هاي اخير كردستان روز سه شنبه 11/5/84 يك روز بعد از ناآرامي شهر سنندج به همراه يكي از دوستان خود در خيابان پاسداران جلو پارك استقلال در حال قدم زدن بودند كه توسط نيرو‌هاي حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي دستگير مي‌شوند و بعد از چند ساعتي كه در بازداشت بودند دوست نامبرده آزاد شده و بلافاصله حكم بازداشت و بازرسي خانه جلال صادر مي شود. ماموران حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي با مراجعه به خانه اقدام به بازرسي نموده و مقداري كتاب، كتابچه و دست نوشته‌هاي نامبرده را به همراه مقداري جزوات به همراه خود بردند و تا يك هفته از وضعيت و محل نگهداري نامبرده بي اطلاع بوديم. با مراجعه به قاضي پرونده نيز ايشان بيان كردند تا يك ماه قرار بازداشت صادر شده‌است تا اينكه نامبرده با خانه تماس گرفته و اطلاع داده است كه در بازداشت اطلاعات مي‌باشد.
لذا خواهشمنديم جهت بررسي وضعيت پرونده ايشان شما اقدامات لازم را مبذول بفرماييد.
با تشكر خانواده .....
4- اينجانب مادر عبدالفتاح سلطاني- وكيل دادگستري و عضو هيات مديره كانون وكلاي تهران – مدت 23 روز است از وضعيت تنها نان‌ آورم اطلاعي ندارم، خدا مي‌داند 23 روز است كه چشمان بيمارم روز و شب اشك مي‌بارد و دست به دامان خدا و پيامبر و ائمه شده‌ام تا فرزندم را از تهمت‌هاي ناروا نجات دهند. من يقين دارم هرگز چنين اتهامي در مخيله‌ آقاي سلطاني نگنجيده است، حال چه دست‌هايي در كار است كه وي را خائن و بي تعهد جلوه دهد؟ نمي‌دانم!
اميدوارم مقامات مسئول به زودي به بي پايه‌بودن سوء تفاماتشان يقين پيدا كنند و قبل از نابينا شدنم چشمان مرا به ديدار فرزندم روشن كنند. اينك با توجه به عرايض فوق خواهشمندم نسبت به خواسته هاي اينجانب مبني بر ملاقات حضوري من و فرزندم اقدام عاجل فرماييد.
با تشكر و آرزوي سلامتي
مادر پير هشتاد و چهار ساله عبدالفتاح سلطاني


5- با سلام و احترام فرزند اينجانب مسعود مرادي باستاني طي حكمي در سال 82 بدليل سردبيري هفته نامه‌اي بنام «نداي اصلاحات» در اراك، با شكايت شهرداري، نيروي انتظامي و حاج آقاي رضواني يكي از قضات دادگستري به 6 ماه حبس و پنج سال محروميت از فعاليت‌هاي مطبوعاتي و پرداخت صد هزار تومان جريمه نقدي محكوم شد. پس از صدور حكم از دادگاه تجديد نظر و حبس شدن ايشان فرزندم با تلاش شبانه‌روزي رضايت تمامي شكات را كسب كرده و درخواست اعمال ماده مزبور را داشته ، پس از پي‌گيري مجدد درخواستي مبني بر اعمال ماده 8 قانون آيين دادرسي كيفري كرديم، اما هيچگونه رسيدگي به‌ آن نشده است. فرزندم از تاريخ 17/5/84 تاكنون در زندان اراك بسر مي‌برد. در صورتيكه هيچ شاكي خصوصي و عمومي ندارد. ضمناً پس از صحبت با دادستان، دادگستري اراك خبر از پرونده جديدي داد مبني بر اينكه ايشان كه پنج سال محروميت از فعاليت هاي مطبوعاتي داشته چرا در تهران بكار خبرگزاري مشغول بوده است. قابل ذكر است كه زندان اراك هيچ بندي براي جداسازي متهمين سياسي از سايرين ندارد و مسعود در كنار ساير مجرمين بسر مي‌برد.
لذا خواهشمند است دستور فرماييد، از طريق گرفتن وكيل و پي‌گيري پرونده همكاري لازم جهت آزادي فرزندم مبذول گردد.
با تشكر معصومه ملول

دنبالک: http://67.15.127.24/~adrpi/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/188

فهرست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند.
SDRP | Copyright: adrpi.org 2007