در ایران ،برخي از كودكان همراه مادر ان خود حتي تا 8 سالگي، بدون آنكه جرمي مرتكب شده باشند، بخاطر جرم مادر، نا بساماني خانواده و نبود فرد با صلاحيتي كه از او نگهداري كند، در چهار ديواري زندان محصور شده و از بسياري از حقوق انساني كه حق مسلم هر كودك است، محروم اند.
وقتي پاي در زندان مي گذاري شماري از مجرمين را مي بيني كه به علت تجاوز به حقوق ديگران محبوس شده اند. با ديدن آنان نه تنها متاثر نمي شوي بلكه لزوم تحديد آزادي را براي برقراري عدالت و تمنيت اجتماعي احساس مي كني.
پس از عبور از درهاي متعدد و دالان هاي طويل به زندان زنان مي رسي و نا گهان با صحنه اي روبرو مي شوي كه آه از نهاد بر مي آيد و بهت زده در جاي خود ميخوب مي شوي. دقايقي چند بسان انسان يخ زده با چشماني باز بي حركت مي ماني و تمامي آن انديشه ها، تصورات، و تحليل ها در خصوص جرم، مجرم و زندان، كه همچون خشت يكي از ديگري در ذهن بنا كرده بودي، در يك آن فرو ريخته و همچون پتكي بر سر كوفته مي شود.
در آن سلول هاي تنگ و تاريك و نمور، اطفال و كودكان پاك و معصومي را مي بيني كه نحيف، رنجور و رنگ پريده در گوشه اي خزيده اند. اولين سئوالي كه به ذهن خطور مي كند اين است كه: به كدامين گناه اين كودكان معصوم محبوس شده اند؟
تنها به خاطر جرم مادر؟ و نداشتن پدر يا بستگاني با صلاحيت ؟ آيا جامعه مسئوليتي در قبال اين كودكان و آزادي كه حق مسلم آنان است ندارد؟
يكي از واقعيت هاي تلخي كه با آن روبرو هستيم ارتكاب جرم توسط مادران است. بديهي است زنداني شدن مادر، مشكلات عديده اي را براي فرزندان ايجاد مي كند، به ويژه اگر فرزند در دوران طفوليت باشد. تصميم گيري در اين خصوص كه آيا طفل همراه مادر در زندان باشد يا به مكان ديگري منتقل شده و مراقبين ديگري از او نگهداري كنند، بسيار حساس و سرنوشت ساز است. از يك طرف ضرورت برخورداري از محبت و عاطفه مادري و از طرف ديگر محروميت از آزادي و قرار گرفتن در محيط و شرايط نا مناسب زندان، مطرح است.
بسياري از تحقيقات نشان مي دهند كه شرايط محيطي، اجتماعي، ارتباطات عاطفي و هيجاني و وضعيت تغذيه، در رشد جسمي، اجتماعي و رواني كودك بسيار موثرند.
نظريه پردازان يادگيري نيز محيط را شرط لازم براي يادگيري مي دانند. در واقع روانشناسان تنش هاي متقابل را اساس عمده رشد عاطفي و شناختي قلمداد كرده اند.
كودكاني كه در زندان بسر مي برند،محدوديت هاي محيطي و اجتماعي بيشتري بر آنان تحميل مي شود. مصاحبه مقدماتي از مربيان و مددكاران زندان كودكاني كه مدتي را در زندان همراه مادر بوده اند، علاوه بر تاخير در رشد جسمي و ابتلاء به بيماري هاي انگلي، رشد شناختي آنان نيز با تاخير بوده است. به طوري كه برخي از كودكان كه چند سالي را همراه مادرانشان در زندان بسر برده بودند. مفاهيم ساده اي مانند مغازه، كوچه، ماشين، مداد، نقاشي، كوه، سينما و ... را نمي دانستند و حتي قادر به بيان جملات ساده نبودند و از برقراري ارتباط با غريبه ها هراس داشتند. همچنين در انجام كارهاي شخصي مانند پوشيدن لباس، مسواك زدن، استفاده از قاشق و چنگال و ... با مشكل مواجه بودند.
هيچ معيار واحد بين المللي در مورد حدود سني كودكي كه بايد همراه مادر زنداني خود به سر ببرد ، وجود ندارد. و اين خلاء قانوني در تنوع نحوه ي رفتار با چنين كودكاني در نقاط مختلف جهان منعكس است.
در برخي از كشورها (مثلاً چين) قانون مقرر مي دارد كه زنان باردار يا مادران زير دوازده ماه نبايد دوره زنداني خود را تا رسيدن طفل به سن فوق شروع كنند وپس از آن نيز نبايد همراه مادر خود در زندان باشند.
در مقابل در كشورهايي نظير روندا و هنگ كنگ،كودكان مي توانند تا سن سه سالگي همراه مادر خود در زندان به سر ببرند، يا در برخي از كشورها معمولاً برمبنايي غيررسمي حتي تا سنين بالاتر نيز از اين حق برخوردار باشند( مثلاً زندان ماكالا در زئير سابق). بين اين دو وضعيت افراطي، مواضع گوناگوني را مي توان يافت كه در برخي از آنها (مثلاً تعدادي از ايالتهاي آمريكا) نوزاد زنان زنداني چه در زندان متولد شده باشند چه در خارج از زندان، ظرف 24تا 72ساعت از مادر خود جدا مي شوند. يا برعكس، تا زماني كه كودكان به سن يكي سالگي (در اسكاتلند)، 18ماهگي(در فرانسه، انگلستان، ويلز، اوگاندا) يا دو سالگي (احتمالاً متداولترين سن است و در نپال، سودان و ناميبيا ديده مي شود) نرسيده اند، همراه مادران خود در زندان به سر مي برند.
در ايران نيز تا قبل از موافقتنامه مورخ 15/5/79 بين سازمان بهزيستي و سازمان زندان ها، گاهاً كودكان تا 8 سالگي در زندان همراه مادر مي ماندند.
اما بعد از تنظيم اين موافقتنامه تقريباً تمامی كودكان بالاي 2 سال به خانواده، بستگان، آشنايان، خانواده داوطلب و يا به يكي از مراكز شبانه روزي منتقل شدند.
آمار بدست آمده در پايان شهريور سال 81نشان مي دهد كه از مجموع 809كودك همراه مادر در زندان در كشور، پس از اجراي موافقتنامه تنها تعداد 210كودك در زندان باقي ماندند.مشاهده و بررسي مقدماتي در اين خصوص، نشانگر اين واقعيت بود كه برخي از كودكان همراه مادر در زندان (در كشور ايران)، حتي تا 8 سالگي، بدون آنكه جرمي مرتكب شده باشند، بخاطر ارتكاب جرم مادر، نا بسماني خانواده و نبود فرد با صلاحيتي كه از او نگهداري كند، در چهار ديواري زندان محصور شده و از بسياري از حقوق انساني كه حق مسلم هر كودك است، محروم شده اند.
گزارش مربيان شير خوارگاه ها و خانه هاي كودكان و نوجوانان حاكي از اين است كه برخي از اين كودكان در روزهاي نخست پس از انتقال از زندان، كاملاً بهت زده و گيج هستند. ديدن بسياري از چيزها برايشان تعجب آور است، و گويي به دنياي جديدي وارد شده اند. برخي از كودكان قادر به درك مفاهيم ساده كلماتي مانند چپ، راست، پايين، بالا، بزرگ، كوچك، مداد، نقاشي، پارك، سينما، مغازه، خيابان و ...نبودند.
يكي از كودكاني كه مدت 8 سال در زندان بوده و با توجه به محدوديت هاي زندان، محروميت ها و محدوديت هاي ارتباطي، پس از انتفال از زندان به مركز شبانه روزي، گيج و مبهوت به اطراف خود خيره مي شد، به سئوالات مددكاران و مربيان پاسخ نمي داد، و توانايي بر قراري ارتباط با مربيان و بچه هاي ديگر را نداشت. اين كودك حتي در كلام و بيان جملات معمول و ساده كودكانه با مشكل مواجه بود. مفهوم بسياري از كلمات ساده را نمي دانست، به لحاظ جسمي نيز نحيف و رنگ پريده بود. پس از گذشت چند ماه و رسيدگي مسئولان و مربيان مركز و ارائه تغذيه مناسب و آموزش هاي لازم، كودك توانست خود را با محيط شبانه روزي سازگار نموده و تا حدودي مفاهيم متناسب با سنش را ياد گرفته و آماده ورود به كلاس اول شود.
اين گونه نمونه ها در ميان كودكاني كه مدت مديدي را در زندان به سر برده اند بسيارند و بررسي عميق تر مي تواند نشانگر عمق فاجعه باشد.
در اين مطالعه پژوهشگر به مطالعه اين گروه از كودكان، كه مدتي را در زندان به سر برده و سپس به يكي از مراكز شبانه روزي در سازمان بهزيستي منتقل شده اند، پرداخته است. به اين ترتيب كه در زمان انجام عمليات ميداني(تابستان و پاييز 1382) كليه كودكاني كه از زندان خارج شده و در مراكز شبانه روزي بهزيستي تهران نگهداري مي شدند، مورد بررسي قرار گرفتند. بنابراين در اين تحقيق نمونه گيري به روش تمام شماري بوده است.
مطالعه حاضر از نوع مطالعات توصيفي است كه وضعيت جسمي، اجتماعي و رواني كودكان مذكور رابا استفاده از مصاحبه برنامه ريزي شده، چك ليست معاينات كودكان، اندازه گيري قد، وزن و دور سر، و مقياس بلوغ اجتماعي وايلند تشريح کرده است.
يافته هاي اين تحقيق نشان داد كه از مجموع 23 كودك خارج شده از زندان (18پسر و 15دختر ) 7/69درصد در سنين قبل از دبستان و در شيرخوارگاه، و 3/30درصد مشغول به تحصيل و در خانه كودكان و نوجوانان بودند.
پنج نفر از كودكان هنگام پذيرش در مراكز بهزيستي جاي ضربه و كبودي روي بدن، پا، سائيدگي روي گونه، روي لب، و شكستگي دست داشتند.
بيشترين شيوع بيماري در ميان كودكان مطالعه شده بيماري هاي عفوني مانند اوتيت، سرومن، پنوموني، فارانژيت( 24/24درصد) بود. 03/3درصد كودكان دچار كم خوني، 6/26درصد داراي عفونت هاي انگلي، و 3/13درصد داراي عفونت ادراري بودند. بجز يك كودك كه با مشكل رشد جسمي بود بقيه كودكان به لحاظ قد، وزن و دور سر تقريباً نرمال بودند.
3/33 درصد از كودكان بابرخي از مسائل رواني از قبيل عقب ماندگي ذهني، ناسازگاري، پرخاشگري، بي نظمي، شب ادراري و ناخن جويدن مواجه بودند. همچنين 3 نفر از كودكان مشكل گفتاري داشتند.
اجراي تست وايلند نيز نشان داد كه عملكرد كودكان در خرده آزمونهاي خود ياري عمومي، خود ياري در مهارت لباس پوشيدن، تحرك و جابه جايي و اجتماعي بودن نسبت به نرم ضعيفتر بود. اما با توجه به مراقبت، نظارت و آموزش هاي لازم در مراكز بهزيستي، اثرات كوتاه مدت زندان كمرنگ شده و بهره بلوغ اجتماعي بدست آمده به ترتيب براي پسرها 1/100 و براي دخترها 1/101برآورد گرديد كه نشانگر نرمال بودن بهره بلوغ اجتماعي در كودكان مطالعه شده است.
منبع: کانون زنان ایرانی