Amnesty International - Working to protect human rights worldwide

Human Rights Watch







شنبه 22 تیر 1387

متن استعفای عماد الدین باقی از هیئت مدیره انجمن به مجمع عمومی

خواهران و برادران و همکاران عزيز و ارجمندم در انجمن ‏دفاع از حقوق زندانيان
‏ با درود و دعای خير و آرزوی شادابی و کاميابی تان
چهارمين سال فعالیت انجمن نيز سپری شد و با برگزاری ‏انتخابات مجمع عمومی 29 ارديبهشت 1387 وارد پنجمين سال ‏خود می شويم. چه بسيار مشتاق بودم در محضر و مجمع والای ‏سالانه تان حضور داشته باشم، چنان سالهای پيش، اما اين ‏بار دست تقدير و فلک، قرعه جدايی مان را افکنده است ‏هر چند دلهايمان را جدايی نيست.‏
اگر در سال 1379 ايده و انديشه ساماندهی انجمن با ‏تعريف و ماهيت کنونی اش برای دفاع از حقوق زندانيان ‏در کوران مواجهه با رنج های زندان و زندانی پروده شد ‏اينک پس از بالغ بر 4 سال از تشکيل انجمن بار ديگر در ‏زندان بيش از پيش بر ضرورت اين کار باور يافته ام و ‏گويی هر چه می گذرد بيشتر در می يابم که يکی از مهم ‏ترين شاخص های توسعه يافتگی و باور به انسانيت در يک ‏جامعه، چگونگی برخورد با متهمان و زندانيان است. ‏اگر پس از آزادی ام در سال 1382 بزرگواران و ‏فرهيختگانی چون برادر ارجمندم آقای محمد جواد مظفر و ‏نيز دوستان گرامی ام آقايان محمد حيدری و محمد جواد ‏روح و مرتضی فرجی و رضا احمدی و خانم کمالی دعوت مرا ‏نپذيرفته بودند معلوم نبود که ايده اين انجمن کی و ‏چگونه جامه عمل می پوشيد گرچه برخی از اين دوستان ‏مانند آقايان حيدری و روح و فرجی به دليل مشغله های ‏ديگر فرصت همکاری های بعدی و يا توسعه همکاری را ‏نداشتند. امروز هم اگر عزم و اراده و همت و لطف شما ‏نباشد معلوم نيست که دوام و بقای اين نهاد پر بار چه ‏سرنوشتی بيابد.‏
از آغاز اين کار بر آن بوديم نهادی بر پا کنيم که ‏قائم به شخص نباشد هر چند عبور از مراحل تکوين و ‏تاسيس و جا افتادن هر نهادی نيازمند ابتکارات و ‏سرمايه گذاری ها و توانمندی شخصی بيشتري است اما روحيه ‏و رويه و رويکرد ما اين بود که به سوی هويت يابی ‏جمعی انجمن عزيمت کنيم،چه قرار نيست هر نهادی بر پا می ‏کنيم همچون دهی باشد که ما همواره کدخدايش باشيم. ‏کراراً اين سخن و نقد را از دوستان و همکاران شنيده ‏ایم که راه اندازی انجمن با نفرات کمتر و همسوتر ‏،ميسرتر و موفق تر بود اما یکی از دلايل پرشماری مجمع ‏عمومی اوليه و نخبگی اش اين بود كه امکان شخصی شدن ‏مديريت نهاد را از خود من و هر کس ديگری سلب کند و ‏طبيعی است که انتخاب اين افراد پرشمار و ترکيب افرادی ‏که در اوان کار غالباً همديگر را نيز نمی شناختند ‏دشواری هايی را در افکنده و در اين چند سال روزهای ‏تلخ و شيرين بسياری را پشت سر نهاديم اما گمان دارم ‏امروز می توانيم مدعی باشيم انجمن روی پای خويش ‏ايستاده است (فاستوی علی سوقه)از اين رو بايد ميدان ‏را به ياران و همکاران ديگر سپرد. به گفته امير ‏المومنين:‏
نسلت القرون و مضت الدهور و سلفت الاباء و خلفت ‏الابناء (خطبه 1)‏
قرن ها پی در پی می آيند، زمان ها سپری می شوند، ‏پدران ما در می گذرند و فرزندانمان جايگزين می شوند.‏
اين چرخ گرودن روزگار است و رفتن،حقيقت عالم است نه ‏ماندن. من نيز به عنوان عضو کوچکی از انجمن که افتخار ‏داشتم از تاسيس آن تا امروز در کنار وجود ذی جود شما ‏باشم اکنون را گاه رفتن می دانم و شايستگان بسياری ‏هستند که اين راه را تداوم بخشند. اکنون که در بندم و ‏دارای سرنوشتی نامعلوم و از فردا و محکمه 29 خرداد و ‏آنچه اراده کرده اند بی خبريم، مطلوب آن است که به لطف ‏شما نیروی من آزاد شود که اگر در بند هم نبودم و توان ‏جسمی لازم را داشتم مصروف تحقق ایده های مدنی ديگر نمايم ‏و نيز به حرفه اصلی خويش که پژوهش و نگارش است ‏بپردازم (به شرط حيات و سلامت و توفيق).‏
انجام هر کار جدی نيازمند عزم و صرف وقت جدی و بی ‏دريغ است که از اين پس از توان من خارج است و ‏اميدوارم عزيزانی که اين بار را برمی دارند با ‏انگيزه خالص و حقوق بشری که راه اتهام و انحراف را ‏مسدود می کند به سر منزل مقصود برسانند. در اين راه ‏البته از حرف ها و زخم زبان ها نيز بی نصيب نخواهند ‏بود اما بايد به بهای بزرگی وظيفه ای که بر عهده ‏گرفته اند آنها را نشنيده بگيرند. من رسماً انصراف و ‏استعفای خويش را از نامزدی هيات مديره اعلام می کنم ‏تا آنچه را مسطور شد عينی و عملی کنيم.‏
هدف همه ما از نهاد سازی و کنش مدنی فقط اين است که ‏شهروندان احساس امنيت و آسايش و اقتدار کنند و کشور ‏و نظام سياسی ما بتوانند در آينده به اين امر افتخار ‏کنند که در سرزمين ما و خانه ما فجايعی چون بازداشت ‏های خودسرانه و شکنجه و سانسور وجود ندارد.‏
از اينکه امروز شما بزرگان و بزرگواران وقت گرانبهای ‏خويش را وقف مجمع سالانه انجمن کرديد و اين دقايق را به ‏سخنان غيابی برادر کوچک تان سپری کرديد عميقاً ‏سپاسگزارم و برايتان آرزوی کاميابی و کامروايی دارم. ‏چون توفيق حضور در محضرتان رفيق من نبود با اين قاصد ‏کاغذی مصدع اوقات شريف تان شدم و از اين بابت پوزش ‏می طلبم.‏
هر آفتاب که می رود و صبح می دمد ‏عايد به خير باد صباح و مسای تان‏

دنبالک: http://www.adrpi.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/540

فهرست زير سايت هايي هستند که به اين مطلب لينک داده اند.
SDRP | Copyright: adrpi.org 2007